تبليغاتX
love-two-love

love-two-love

love2love

گوناگون!

جملاتي کوتاه و جالب از بزرگان

 

bullet

چيزي به نام شكست وجود ندارد.

bullet

به حال كسي اشك مي ريزم كه موجودي خنده هايش ته كشيده است. «پرويز شاپور»

bullet

من شكست نمي خورم ايمان و دوست داشتن رويين تنم كرده اند. «دكتر علي شريعتي»

bullet

خدايا من در خانه ي فقيرانه ي خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري كه من چون تويي دارم و تو چون خودي نداري. «امام سجاد (ع)»

bullet

پيروزي در توانايي برخاستن بعد از زمين خوردن است.

bullet

روح را اگر زيبا نكنيد زيبايي را نخواهيد ديد. «فلوطين»

bullet

وقتي احساس مي كني بهتر است پاهايت را در آب جاري بگذاري تا خنك شوي في الفور اينكار را انجام بده چون ممكن است آن آبي كه قرار بوده به تو انرژي مثبت بدهد بيايد و  برود. «شل سيلور استاين»

bullet

پرنده پرواز را بيشتر از گام برداشتن دوست دارد. «پرويز شاپور»

bullet

دوستانم دارايي منند. «شكسپير»

bullet

آنچه را كه دوست داري بدست بياور وگرنه مجبور مي شوي آنچه را كه بدست مي آوري دوست داشته باشي. «شكسپير»

برای خواندن این قسمتو دیدن عکس های جالب  روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 17:19  توسط عاشق  | 

بی عشقی عیب بزرگی است که دور از ما باد!!

درد و دل (اين ها رو بايد به كي گفت؟)

برای خواندن این قسمت روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 18:42  توسط عاشق  | 

خنده بازار

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 17:41  توسط عاشق  | 

جک های با مزه

 

فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟

برای خواندن ادامه ی جک های جالب و خنده دار روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 16:33  توسط عاشق  | 

دل شکسته

برای دیدن این قسمت روی ادامه مطلب کلیک کن
   

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:24  توسط عاشق  | 

هر چی بخوای

    چقدر عاشقت بود م… 

          و چقدرشب ها پشت پنجره انتظار تو را کشيدم تا بيايي  و با يه لبخند دلم را شاد کني.

      چقدر عاشقت بودم ...

          و چقدر انتظار سه شنبه ها را کشيدم تا بيايم  تورا ببينم. 

                          ... چقدر عاشقت بودم       

          وچقدر به دهنت ذل ميزدم تا  بگويي دوستت دارم.

      چقدر عاشقت بودم ...

          وچقدر انتظار روز تولدت را کشيدم تا آن قلبي که رويش نوشته بود دوستت دارم  را به تو هديه بدهم.

      اما ديگه عاشقت نبودم...

          وقتي ديدم يکي ديگه يه قلبي داره بهت ميده که روش نوشته دوستت دارم...  .

 مهم نبود

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم

ای عشق راه دور من
شکسته دل مغرور من
حادثه رفتن تو بود
مهم نبود غرور من
مهم نبود شکستنم
به پای تو نشستنم
مهم تو بودی عشق من
نه قصه ی دل بستنم

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تونذ ار بمونم
من بی تو نه نمیتونم
من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم

جای تو آغوش منه
این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطراتتو
قلبمو آتیش میزنه
اشکام به وقت رفتنت
عذاب تلخ باختنت
ارزششو داشت عشق من
معجزه ی شناختنت
مهم نبود دل سوختنم
دور از تو پر پر زدنم
به افتخار عشق تو
می گم که بازنده منم
مهم نبود دل سوختنم
دور از تو پر پر زدنم
به افتخار عشق تو
میگم که بازنده منم

من بی تویه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمی تونم
من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم

تقدیم به تو ای هستی بخش تمام هستی من ...

من هستم ... زنده ام

دختر بودن یعنی چی؟
 

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن

،دختر بودن يعني هندونه اي كه بايد بلد باشي شكل مرغابي قاچ كني

دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي؟ "

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين واسه ش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون؟"

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني "Bfتون رضايت دارن؟! به بابات گفتي؟"

دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟"

دختر بودن يعني 400 نفر Add كه 399 تاش عكستو ميخوان اون يكي هم ايگنورت كرده چون بهش عكس ندادي

دختر بودن يعني " به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...."

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن يعني "كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن يعني " خيلي خودسر شدي"

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

 

 

 

 

 

 هميشه واسه کسي بخند که ميدوني بخاطره تو شاد ميشه واسه کسي گريه کن که ميدوني

وقتي قصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه براي کسي غمگين باش که ميدوني هميشه توي

غمت شريکه عشق کسي باش که با تموم وجودت ميدوني که دوست داره

 

 

 مي روم خسته و افسرده و زار، سوي منزلگه

 ويرانه ي خويش.. به خدا مي برم از شهر شما، دل

 شوريده وديوانه خويش..... مي برم تا که در آن

نقطه دور، شستشويش دهم از رنگ گناه..

شستشويش دهم از لکه ي عشق، زين همه

خواهش بيجا و تباه.... مي برم تا ز تو دورش سازم،

 ز تو اي جلوه ي اميد محال

زمان خيلي كند است براي كساني كه انتظار مي‌كشند

 خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند خيلي طولاني

 براي كساني كه اندوهگين‌اند خيلي كوتاه براي كساني

 كه شاد‌اند ولي براي كساني كه عاشق‌اند زمان

 جاودانگي است

 

 

آخر این عشق چیست؟که همه گرفتار آن اند و آن فرد کیست که عاشق نباشد؟؟

                   

                        من همونم که می سازم قصر رویاهاتو مریم

                         اشکهای سرختو بس کن کم نکن دعاتومریم

                                          

ادري بسوخت ز دست ستم که بود از قدر ............. بر آستانه او جبرئيل جبهت سا ................ رواست تا به ابد چشم چرخ خون بارد ................. از آن ستم که رسيد از خسان به آل عبا

 

يه روز شادمهر عقيلی  يه بخاری ميخره! بعد دستش ميخوره به بخاری و دستش ميسوزه! فردا ميره بخاريش رو ميفرشه اما اون شب که ميخوابه بخاريه مياد به خوابش و ميگه: وقتی... ديدی که سوختی... رفتي و ما رو فروختی ::::::

 

 وقتي يک دختر حرفي نميزند ميليونها فکر در سرش مي گذرد وقتي يک دختربحث نميکند عميقا مشغول فکر کردن است وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يک دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو مي کند براي هميشه مال او باشی. 


عشق به تنهای معنی ندارد

                                                        

 


بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

 

 

دلم آرزوی 

دلم آرزوی زندگی داره

به دور ازخودهوای بندگی داره

دلم بادرد خود خوگرفته

دلم از بی کسی ها غم گرفته

دلم بامهربونی قهر داره

دلم بی توهوای مرگ داره

دلم بی تو سرو سامون نداره

دلم بادیگران کاری نداره

دلم ازغم تهی بوده زمونی

ولی حالا ندا ره مهربونی

دلم ازتوهزاران شرم داره

دلم یک سینه ی پر درد داره

دلم بی دل شده مردم بدونید

اسیرخودپرستی هاشده مردم بدونید

دلم درده بگودرمون کدومه

دلم دریا بگو آروم کدومه

دلم دل خستگی ها روشنیده

دوای درد بی دردی ندیده

بدون تو دلم تنگه دلم تنگ

بدون تودلم سنگه دلم سنگ


                              

هنوز معنای باران نفهمیدم که بر اسمان دلم باریدی

هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی

نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم

 با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را کنم

هنوز معنای عشق نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی

وقتی قلم در دست داشتم تا به جای گل سرخ نامه ای برایت بنویسم

هیچی به ذهن نمی رسید به جز اینکه بگویم

دوستت دارم

پس فرصتی برای عاشقی من بده

Image hosted by TinyPic.com

به نام عشق

    Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  سلام به دوستان عزیز به وب لاگ من خوش آمدیدUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

WORLDPIC.BLOGFA     فاصله یعنی تو ...
   با سلام

  

 زین پس هرکس مطلب یا شعری داره میتونه بفرسته برای من تا من مطالب شما رو به اسم خودتون در وب لاگی که به این امر اختصاص دادم قرار بدم.

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

شعر زیر از سروده های خودمه در وصف کسی که عشق رو به من هدیه کرد 

((نگارا))

نگارا نگاهم کردی نگاهی ديوانه کردی
نگارا نگاهت را نگار و نقش بستم
بر دل ديوانه ی خود نقش بستم
نگارا نگاهت ﺁبی ولی گرم
همچون نگینی در دل سنگ
نگارا نگاران نگارت نتوان نگارند

دلی عاشق نگارت کرد  رنگ رنگ   

نفرت
گاهی عشق جای نفرت رو می گیره !

گاهی نفرت جای عشق !

کی می دونه عشق چیه ؟! کی می دونه نفرت چیه؟!

اصلا چرا باید این دو باشن ؟     

چرا این دو بایدباشن که آدم و توی دردسر بین دازن؟!

عشق عشق عشق

حالم داره از هر چی کلمه ی عشق به هم می خوره   ):

از این به بعد میخام جوونه ی عشق از ریشه بکنم

و دونه ی نفرت رو توی قلبم بکارم

نفرت چه کلمه ی قشنگیه

چقدر دوست داشتنی

از چه حرفای قشنگی درست شده

نفرت به همه خیلی زیباست

ولی مگه میشه من الان دارم از دوست داشتن

از زیبایی از قشنگ بودن حرف میزنم همین زیبایی پایه و اساس عشق

پس این از ریشه کندن جوونه ی عشق نیست

باید بگم نفرت زشت که این بدتر

می خوام بگم اگر توی زندگی از همه نفرت داشته باشی دیگه شکست نمی خوری 

این از من همیشه به یادگار داشته باش

مطمئن باش با نفرت هیچ شکستی وارد زندگیت نمی شه 

بابا خیلی عاشقه




 

 


 

 

تقدیم به اونی که ...

   خودش میدونه کیه

 چند تا جک بی مزه ...

 

(به يكي ميگن اذون بگو"ميگه چي بگم همه چيز با يك نگاه شروع شد)

«.................»

(به تركه به جاي مشروب آب ميدن  مست ميكنه عربده ميكشه!! دوستاش)

 

(بهش ميگن بابا آب بود !! ميگه ديرگفتين ديگه من رو گرفته)

«.................»

(يك بار يك تركه زنگ ميزنه تاكسي تلفني ميگه اقا)

 

 ماشين داريد مردی که پشت تلفن بوده جواب

 

ميده بله.....ترکه میگه خوش به حالتون ما نداریم

«.................»

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه

 

) تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه!

«.................»

دستام خسته شدن...پاهام دیگه توان ندارند...از کمر افتادم اصلا جون ندارم...….

 

...دارم می میرم...اگه میشه یکی از اندی بپرسه خوشگلا تا کی باید برقصن...

«.................»

 

شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی

 

 که وقتشون گرفته نشه یه گوشی جدید طراحی کرده 

 

که با فشار دادن تنها یه دگمه می نویسه

 

یه روز یه ترکه ....!!!

«.................»

 

«........روش دفع انگل..... ........»

 

«.........30 روز تمام فقط چایی و بیسکویت می خورید........»

 

«........روز 31 فقط چایی می خورید در این صورت کرم می یاد بیرون و میگه........»

 

«........ پس بیسکویتش کو؟........»

 

 

«.................»

(تركه ميره توالت مگسها خيلي اذيتش ميكنن تركه عصباني ميشه)

 

دادميزنه ميگه شلوغ نكنين واسه بابم كه نميرينم دارم واسه شما ميرينم

«.................»

(يارو داشته با بچش بازي ميكرده، ‌هي بچه رو پرت ميكرده بالا، تو)

 

(هوا میگرفتتش...یه بار بچه مییفته تو خونه غضنفر اینا....... )

 

(غضنفر هم بچه رو مییاره میگه؟)

 

(ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه دیگه بیفته پارش می کنم:)

  

«.................»

 

(يك روز يك تركه ميره بهشت ازش مي ّپرسن چي مى خواي ؟)

 

ميگه يك وانت . بهش مي دن . بعد از چند روز مي بينن داره ميوه هاي

 

بهشت و بار ميزنه ميبره تو جهنم ميفروشه

«.................»

(رشتی ميره قزوين. مردم شعار ميدن دسته)

 

(گل محمدي تو مدتي كه نيومدي چه قمبلي به هم زدي)

«.................»

تو اردبیل معلمه از شاگردش میپرسه:دو دو تا میشه چند تا؟پسره میگه: شونزده تا!یارو شاکی میشه، ميگه:همين خنگ بازي ها رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن!دو دو تا ميشه چهار تا،ديگه اگه خيلي بشه،ميشه هشت تا  !!!

 

«.................»

تركه ميره مسابقه قرائت قرآن،شلوار ورزشي ميپوشه!!!!!!

 

 

 

 
بوديم و كسي پاس نميداشت كه هستيم              باشد كه نباشيم وبدانند كه بوديم

گفتی بمان می خواستم اما نمی شد

گفتی بخوان گفتی بخوان بغض گلویم وا نمی شد

گفتم که می ترسم من از سر نگاهت

گفتی نترس ای خوب من اما نمی شد

می خواستم نا گفته ها را باز گویم

یا بغض می آمد سراغم یا نمی شد

گفتم که تا فردا خداحافظ ولی آه

امشب نمی دانم چرا فردا نمی شد      نمی دانم چرا فردا نمی شد      

 خدایا...
زورق من کوچک است
خدايا،به تو توکل می کنم
و همه چيز خوب پيش می رود.
خدايا،به تو اعتماد می کنم
و همه چيز خوب پيش خواهد رفت
.
 
آرزو مكن كه خدا را جز در همه جا، در جايی ديگر بيابی.
 هر آفريده ای نشانه خداوند است
 اما هيچ آفريده ای نشان دهنده او نيست".
كاش بعضی ها اين نكته را می فهميدند
!
 
      خدايا هر شب با دلي پر از درد و با غمي به وسعت درياي بيكران صدات ميكنم اما به قول فريدون مشيري "از خدا صدا نمي رسد"خدايا اگه نمي خواسي به حرفاي من گوش بدي پس چرا اين حرفا را در دل من جادادي؟چرا منو آفريدي؟مي خواسي ثابت كني كه من كم ميارم كه من نميتونم طاقت بيارم.خدايا كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است؟ديگه برام آرزوهام محالن ديگه نميدونم اين مردم به چي ميگن اميد؟واژه ها ديگه معنا ندارن !

 نقطه پوچی...
 
و آن وقت که

عشق را فراموش کردیم

و طعم شیرین گناه را

بر یکدیگر ترجیح دادیم

آنجا نقطه ی پوچی بود

نه نقطه ی شروع  زندگی جدید

        

 نظر وده ...

خیلی نامردین که نظر نمیدین. همتون وقتی میرین دستشویی یه اهمی اوهومی میکنید...! ولی میاید تو این وبلاگ مطالبو ميخونيد و ميريد و نظر هم نميديد. اگه خوشتون نمياد بگين تعطيلش كنم.

از اين كه گريه ام افتاد منو ببخشيد دست خودم نبود.

 

جون مادرت نظر بده

اما

 مطالب sms اي ...
يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ی هستی!

چاه مکن بهر کسی...

.

.

.

.

.

.

خسته میشی!


باد که مياد آروم آروم قاصدک هارو مياره دلم ميگه خدا کنه باز خبر از تو بياره چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره
     gf مخفف گوجه فرنگی! (Goje farangi) هستش. البته خیلی چیزهای دیگه هم بدست اومد! (God Fother)یا (Goosfand!!)
امروز درست 1سال و 10 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 20دقیقه و 55ثانیه و 7 صدم ثانیه هست که میخوام بگم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!
midoni dost yani chi? d=dashtane o=onike s=setayesh kardanesh t=tamumi nadare (mesle to( 
یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه: منم علی اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی!!!

نبردي از وفا يک ذره بويي

به هر ساعت شوي مايل به سويي

فقط يک نکته مي گويم قبول کن

عزيزم ؛ واقعا بي چشم و رويي


دریا خودش را با موج تعریف می کند

جنگل خودش را با درخت

آسمان خودش را با ستاره ها

و من خودم را با تو تعریف میکنم

.

.

واسه همینه که زندگیم به گه کشیده شده


شعار جديد تماشاگران ايراني بعد از بازي پرتغال:
خواهر و مادر برانکو ...
حق مسلم ماست !!!
یه خبر خوب! اگه 2 روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی. آلبوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند!
دوست دختر بسیجیه واسش بوس می فرسته بسیجیه جا خالی می ده می گه: یازهرا
مثبت انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنند

دخترا در 18 سالگی مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگی مثل توپ هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگی مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونن /48 سالگی مثل توپ پینگ پنگن دونفر می خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگی مثل توپ جنگی هستن همه ازشون فرار می کنن...!


اگه بگم عاشقتم، اگه بگم ديوونتم، اگه بگم برات ميميرم، اگه بگم نميتونم فراموشت کنم، اگه بگم دوست دارم، اگه بگم از جلو چشمام يه ثانيه اونور نميری، اگه بگم همه‌ی زندگيمی، اگه بگم نفسم به نفست بستست............. برام پفک ميخری؟
دعاي دختران دم بخت:ربنا آتنا في دنيا زوجه جميلا.. قدش طويلا.. ثروته کثيرا...ماشينا پرشيا...موبايلا نوکيا!!!

نمره بيست کلاس و نمي خوام                                  بهترين رخت و لباس و نمي خوام

دختر زشت و عبوس و بي محل                                  اون که ميذاره کلاسو نمي خوام

اون که مانتو هاش کوتاهه نمي خوام                          ديدنش فقط گناهه نمي خوام

 

دختري که لاک ناخن ميزنه                                         لاکاشم فقط سياهه نمي خوام

آخه من دختر مخ زن نمي خوام                                  ميزنه موهاشو روغن نمي خوام

اونکه پاچه هاشو تا ميزنه                                           آدم بي معرفت من نمي خوام

 

آرايش هفت قلمه من نمي خوام                                                اگه جونمم براش کمه من نمي خوام

اونيکه با اينه يا که با اونه                                            اونا رو رفيق و همدمم نمي خوام

آدم نا مهربونو نمي خوام                                            افتاده از آسمونو نمي خوام

دختر پرو لوس و بي هنر                                             بابا عشق تو اين زمونه نمي خوام


پسرا ژل ميزنن به اون موهاشون، عينک ميزنن به اون چشاشون... اوا خاک بر سرشون ريمل ميزنن به مژه‌هاشون! ماتيک ميزنن به اون لباشون اوا خاک بر سرشون کروات ميزنن اون خشگلاشون، واسه دوست دختراشون اوا خاک بر سرشون کلاسور ميزارن زير بغلشون... يه کت ميپوشن قد باباشون اوا خاک بر سرشون!
اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!!شايد بابا برقي باشه !

وقتي که تو را ديدم

دستام شروع کرد به لرزيدن !

قلبم شروع کرد به تپيدن !

پاهام سست شد !

فقط تونستم بگم :

وااااااي سوسک


Be Taraf Migan Natije Khastegarit Chi Shod?! Mige : Shast , Shast... Migan Chetor!? Mige Har Chi Oona Goftan Ma Bilakh Dadim.... Har Chi Ma Goftim Oona Bilakh Dadan .... !!


الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي  !!!         


ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است


                     ميدنی فرقه خوون با تو چيه؟... اينه که خوون ميره تو قلب و برميگرده ولی تو ميری تو قلب و ديگه بر نميگردی    


                                                    تست ادبيات کنکور 85 : از اون بالا ..... مي آيه !!! 1) جقد ، 2) پرستو، 3) کفتر ، 4) فنچ 


   
اگه يه روز تو خيابون از کنار يه گنجشک رد شدی اون نپريد فکر نکن دوستت داره  بدون تو رو آدم حسابت نکرده                      
                   

شعر تيم ملي:

 

يه تيم داريم قلقليه    /              سرخ و سفيد و سبزيه

دائيش داره 3پا ميره (پاي سوم:عصا)/سنش داره بالا ميره

ميرزا پورم هوا ميره/نمي بينه توپ کجا ميره

علي کريميش سوا ميره/اون پاش داره جدا ميره

کعبي داره کجا ميره/لنگش داره بالا ميره /نمي دوني تا کجا ميره/تا دهن فيگو ميره

مهدوي کيا بي جون شده/بنزينش ديگه تموم شده

برانکو عجب بلاييه/آدم با صواتيه

اي کاش ايويچ نداشتيم/اي کاش دادکان نداشتيم/

اي کاش ما توپ نداشتيم/اصلاً فوتبال نداشتيم


انيشتن درس خوند رفت دکتر شد زگريا تلاش کرد رفت کاشف شد تو علاف هم بشين آف چک کن
به زیدان میگن چرا یا کله رفتی تو شکم یارو؟! میگه احمق به من میگه علی دایی!
اگه ديدی يک روز به سيخ کشيدنت، ناراحت نشو... چون خيلی جيگری !
قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم!
پيغام گيره تلفني يه بچه لات : حاجيتون رفته ددر ، بعد از سوت بلبلي فرمايشتون رو بکنين ، جيک ثانيه جرينگي تيليف ميزنم ، جمال تو عشق در بست ، زززززززززززززززززززززززت زياد

تقديم به همه ماماناي عزيز و خوبببببب:

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم.


به یارو مي گن خسته نباشي .مي گه باشم چه گهي مي خوري؟.


دعاي اتّصال به اينترنت في الهنگام شلوغية الّلهم اتصلنا الاينترنت،الّلهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت، انا نعوذبک من کلّه ويروس الخبيس الّلعين و الملعونيه و انّا نعوذبک من الديسکانکشن في الدنيا والاخره امين يا رب العالمين---------->كانكتين100kbs


به یارو ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه؟!


مي دوني چيه؟فوتبال هم ديگه فايده نداره همون انرژي هسته اي حق مسلم ماست

 

اگه حال کردي يه نظري چيزي بده ...!!!

 
 از من به تو نصیحت!!!
•  گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
•  باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
•  اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
•  وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
•  متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
•  بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
•  اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
 دوستت ندارم
تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
 
تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
 
اما هنگامی که نیستی
 
غمینم
 
و به آسمان آبی بالای سرت
 
و اخترانی که تو را میبینند
 
رشک می برم
 
تو را دوست ندارم
 
اما نمیدانم چرا
 
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند
 
وبارها در تنهایی از خود پرسیده ام
 
چرا آنهایی که دوستشان دارم
 
بیشتر شبيه تو نیستند
 
تو را دوست ندارم
 
اما هنگامی که نیستی
 
از هر صدایی بیزارم
 
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
 
زیرا صدای آنها
 
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند
 
تو را دوست ندارم
 
اما چشمان گویایت
 
با آن آبی عمیق و درخشان
 
بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد
 
آه میدانم که دوستت ندارم
 
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
 
کمتر باور دارند
 
و چه بسا به هنگام گذر
 
میبینم که بر من میخندند
 
زیرا آشکارا مینگرند
 
نگاهم به دنبال توست
 دروغ در لباس حقیقت

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 وقتی رفتی
 

گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه

 

گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه

 

هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم

 

حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

 

گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم میشه

 

گفتی اگه با هم باشیم لحظه هامون حروم میشه

              

 

                  وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شدو دلم شکست

 

                  سازمن زانوی غم بغل گرفت رفتوکزکردگوشه ی اتاق نشست

            

                               

                                    از وقتی رفتی هیچ کسی همدردو همرازم نشد

 

                                    هیچکسی حتی یه دفعه هم غصه سازم نشد

 

                                    رفتی ولی بدون هنوزعاشقتم تا پای جون

 

                                    دل بهاریم عاشقه چه توبهارچه تو خزون

 

                                    هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم

 

                                    حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

 

من هنگامی که تو رو از دست دادم

فقط چشمامو بستم ومی گفتم

من تو رو دارم

 

You my life …

One dey you will ask me :

What I love more you or me life?

And when I will sey my life .

You will walk avay from me without knowing …

That you are my life.

تو زندگی من:

یک روز از من خواهی پرسید کدام را بیشتر دوست داری؟

تو یا زندگیت را ؟

و من جواب خواهم داد زندگی ام را ...

و تو مرا ترک می کنی بدون اینکه بدانی تو زندگی من بودی

 

 
 
 نشنیده نگیرید...!
اگر احساس کردی گناه یک نفر اونقد بزرگه که قابل بخشش نیست...

بدون که اون گناه نیست که بزرگه... بلکه اون قلب تو هست که کوچیکه!

و اگه یه روز یه نفر رو به خاطر گناه کوچیکش بخشیدی بدون که اون گناه نیست که کوچیکه...

بلکه اون قلب تو هست که بزرگه !!!

 شبی باران زده در پاریس

It's rainy night in paris ,

And the harbour lights are low ,

He must leave his love in paris ,

Before the winter snow;

On a lonely street in paris

He held her close to say ,

"We'll meet again in paris ,

When there are flowers on the Champs-Elysees..."

"How long" she said " How long ,

And will your love be strong ,

When you're across the sea ,

Will your heart remember me?"

Then she gave him words to turn to ,

When the winter nights were long ,

"Nous serons encers amourex

Avec les couleurs de printemps..."

"And then " she said "And then ,

Our love will grow again ",

Ah, but in her eyes he sees

Her words of love are only words to please...

And now the lights of paris

Grow dim and fade awat ,

And A know by the light of paris ,

I will never see her again

 

 بدون شرح!
 
 زندگی...!!!

روزها میگذرند...

و زندگی همچنان سرد و خاموش است...

بی هیچ محبتی...بی هیچ عشقی...

کجا بروم...؟کجا بروم که زندگی نباشد...!؟

به راستی چیست...!؟

زندگی چیست که این گونه سوهان روح ادمی شده است...!؟

من نمی خواهم.!من خواستار زندگی نیستم...!!

من خواستار محبتم...! خواستار عشق...!

همچنان هوا سرد است و همه جا تاریک...!

هیچ کس نیست...همهگی رفته اند...

همه رفته اند...

و من در سکوتی سنگین تر از فریاد زندگی را می جویم...!

 
 
 
 
 
 بهترین جواب
خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»
من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»
خدا جواب داد....
« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»
«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»
«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»
«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»
« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»
«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»
« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»
« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»
« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»
« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»
« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»
و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»
خدا لبخندي زد و گفت...
«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
« هميشه»
 
 
بالا

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 16:26  توسط عاشق  | 

عشق

            

     ترانه  عشق

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ 

 عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....

عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....

عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....

عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....

عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....

عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....

عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....

يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....

در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....

عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن

عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....

عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....

عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....

عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....

عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....

عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....

عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....

عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:36  توسط عاشق  | 

قرو قاتی

 

 


من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                                  عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعن


 تو ٬ مهتاب شبی٬ باز از آن کوچه گذشتم        

همه تن چشم شدم ٬ خیره بدنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودم                  

شدم آن عاشق دیوانه که بودم .

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید  

باغ صد خاطره خندید ٬ عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی برلب آن جوی نشستیم

 تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فروریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید ٬ تو بمن گفتی:

(( از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آئینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی٬ چندی از این شهر سفر کن))

با تو گفتم ((حذر از عشق؟ ندانم

سفر از پیش تو ٬ هرگز نتوانم ٬ نتوانم !

روز اول که دل من به تمنای تو پرزد

چون کبوتر ٬ لب بام تو نشستم

تو بمن سنگ زدی ٬ من نه رمیدم ٬ نه گسستم

بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا بدام تو درافتم ٬ همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ٬ نتوانم! ))

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت ...

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم ٬ نومیدم

رفت در ظلمت غم ٬ آن شب و شبهای دگرهم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از این کوچه گذر هم ...

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...

 


برای چشم عاشق تو نامه پست میکنم

همیشه ان تبسمی که میل توست می کنم

غم شکستن من و تو هم تمام می شود

تو فکر راه را نکن خودم درست می کنم


بوسه  یعنی وصل شیرین دو لب

 

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

 

بوسه یعنی آتش و گرمای لب

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی

 

بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی

 

بوسه یعنی آغازی برای ما شدن

 

بوسه یعنی لحظه ای با دلبری تنها شدن

 

بوسه یعنی شادی و شور ونشاط

 

بوسه یعنی عشق خالی از گناه

 

یوسه یعنی قلب تو از آنه من

 

بوسه یعنی تو همیشه مال من

 

بوسه آتش میزند بر جسم جان 

                            بوسه بر میدارد این شرم از میان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:35  توسط عاشق  | 

قرو قاتی

Hearts You !
 رسم عاشقي

پير مردي بر قاطري بنشسته بود و از بياباني مي گذشت . سالكي را بديد كه پياده بود
پير مرد گفت : اي مرد به كجا رهسپاري ؟
سالك گفت : به دهي كه گويند مردمش خدا نشناسند و كينه و عداوت مي ورزند و زنان خود را از ارث محروم مي كنند
پير مرد گفت : به خوب جايي مي روي
سالك گفت : چرا ؟
پير مرد گفت : من از مردم آن ديارم و ديري است كه چشم انتظارم تا كسي بيايد و اين مردم را هدايت كند
سالك گفت : پس آنچه گويند راست باشد ؟
پير مرد گفت : تا راست چه باشد
سالك گفت : آن كلام كه بر واقعيتي صدق كند
پير مرد گفت : در آن ديار كسي را شناسي كه در آنجا منزل كني ؟
سالك گفت : نه
پير مرد گفت : مردماني چنين بد سيرت چگونه تو را ميزبان باشند ؟
سالك گفت : ندانم
پير مرد گفت : چندي ميهمان ما باش . باغي دارم و ديري است كه با دخترم روزگار مي گذرانم
سالك گفت : خداوند تو را عزت دهد اما نيك آن است كه به ميانه مردمان كج كردار روم و به كار خود رسم
پير مرد گفت : اي كوكب هدايت شبي در منزل ما بيتوته كن تا خودت را بازيابي و هم ديگران را بازسازي
سالك گفت : براي رسيدن شتاب دارم
پير مرد گفت : نقل است شيخي از آن رو كه خلايق را زودتر به جنت رساند آنان را تركه مي زد تا هدايت شوند . ترسم كه تو نيز با مردم اين ديار كج كردار آن كني كه شيخ كرد
سالك گفت : ندانم كه مردم با تركه به جنت بروند يا نه ؟
پير مرد گفت : پس تامل كن تا تحمل نيز خود آيد . خلايق با خداي خود سرانجام به راه آيند
پيرمرد و سالك به باغ رسيدند . از دروازه باغ كه گذر كردند
سالك گفت : حقا كه اينجا جنت زمين است . آن چشمه و آن پرندگان به غايت مسرت بخش اند
پير مرد گفت : بر آن تخت بنشين تا دخترم ما را ميزبان باشد
دختر با شال و دستاري سبز آمد و تنگي شربت بياورد و نزد ميهمان بنهاد . سالك در او خيره بماند و در لحظه دل باخت . شب را آنجا بيتوته كرد و سحرگاهان كه به قصد گزاردن نماز برخاست پير مرد گفت : با آن شتابي كه براي هدايت خلق داري پندارم كه امروز را رهسپاري
سالك گفت : اگر مجالي باشد امروز را ميهمان تو باشم
پير مرد گفت : تامل در احوال آدميان راه نجات خلايق است . اينگونه كن
سالك در باغ قدمي بزد و كنار چشمه برفت . پرنده ها را نيك نگريست و دختر او را ميزبان بود . طعامي لذيذ بدو داد و گاه با او هم كلام شد . دختر از احوال مردم و دين خدا نيك آگاه بود و سالك از او غرق در حيرت شد . روز دگر سالك نماز گزارد و در باغ قدم زد پيرمرد او را بديد و گفت : لابد به انديشه اي كه رهسپار رسالت خود بشوي
سالك چندي به فكر فرو رفت و گفت : عقل فرمان رفتن مي دهد اما دل اطاعت نكند
پير مرد گفت : به فرمان دل روزي دگر بمان تا كار عقل نيز سرانجام گيرد
سالك روزي دگر بماند
پير مرد گفت : لابد امروز خواهي رفت , افسوس كه ما را تنها خواهي گذاشت
سالك گفت : ندانم خواهم رفت يا نه , اما عقل به سرانجام رسيده است . اي پيرمرد من دلباخته دخترت هستم و خواستگارش
پير مرد گفت : با اينكه اين هم فرمان دل است اما بخر دانه پاسخ گويم
سالك گفت : بر شنيدن بي تابم
پير مرد گفت : دخترم را تزويج خواهم كرد به شرطي
سالك گفت : هر چه باشد گر دن نهم
پير مرد گفت : به ده بروي و آن خلايق كج كردار را به راه راست گرداني تا خدا از تو و ما خشنود گردد
سالك گفت : اين كار بسي دشوار باشد
پير مرد گفت : آن گاه كه تو را ديدم اين كار سهل مي نمود
سالك گفت : آن زمان من رسالت خود را انجام مي دادم اگر خلايق به راه راست مي شدند , و اگر نشدند من كار خويشتن را به تمام كرده بودم
پير مرد گفت : پس تو را رسالتي نبود و در پي كار خود بوده اي
سالك گفت : آري
پير مرد گفت : اينك كه با دل سخن گويي كج كرداري را هدايت كن و باز گرد آنگاه دخترم از آن تو
سالك گفت : آن يك نفر را من بر گزينم يا تو ؟
پير مرد گفت : پير مردي است ربا خوار كه در گذر دكان محقري دارد و در ميان مردم كج كردار ,او شهره است
سالك گفت : پيرمردي كه عمري بدين صفت بوده و به گناه خود اصرار دارد چگونه با دم سرد من راست گردد ؟
پير مرد گفت : تو براي هدايت خلقي مي رفتي
سالك گفت : آن زمان رسم عاشقي نبود
پير مرد گفت : نيك گفتي . اينك كه شرط عاشقي است برو به آن ديار و در احوال مردم نيك نظر كن , مي خواهم بدانم جه ديده و چه شنيده اي ؟
سالك گفت : همان كنم مه تو گويي
سالك رفت , به آن ديار كه رسيد از مردي سراغ پير مرد را گرفت
مرد گفت : اين سوال را از كسي ديگر مپرس
سالك گفت : چرا ؟
مرد گفت : ديري است كه توبه كرده و از خلايق حلاليت طلبيده و همه ثروت خود را به فقرا داده و با دخترش در باغي روزگار مي گذراند
سالك گفت : شنيده ام كه مردم اين ديار كج كردارند
مرد گفت : تازه به اين ديار آمده ام , آنچه تو گريي ندانم . خود در احوال مردم نظاره كن
سالك در احوال مردم بسيار نظاره كرد . هر آنكس كه ديد خوب ديد و هر آنچه ديد زيبا . برگشت دست پير مرد را بوسيد
پير مرد گفت : چه ديدي ؟
سالك گفت : خلايق سر به كار خود دارند و با خداي خود در عبادت
پير مرد گفت : وقتي با دلي پر عشق در مردم بنگري آنان را آنگونه ببيني كه هستند نه آنگونه كه خود خواهي

 مشخصات یه دختر و پسر خوب

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب تو سينما دست تو شلوار دوست پسرش نميكنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی دستشويي نمی مونه - نکته مهمتر از کنکور
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه - صغرا= هانی - کبری= مانی
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره

 

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند - نکته کنکوري
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند

يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده

 
 عشق یعنی

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

 عشق و ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم

استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم

استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

 

می دونم خطا نکردم می دونم

می دونم وفا نکردی می دونم

میدونم دلم شکست خوب می دونم

خاطراتت داره داغون می کنه

غم و غصت داره ویرون می کنه

آخه تنهایی یه درد عزیزم

وداع کردنت یه مرگ عزیزم

می دونم چشمام دیگه اشک نداره

می دونم دلت برام جا نداره

می دونم تنها شدم تو ادما

حتی عشقم دیگه معنا نداره

یادته برام میمردی یادته

یادته با هم می خوندیم یادته

یادته تو شبای بارونی تو می گفتی عشقمون آخر نداره

 

Hearts You ! Hearts
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:30  توسط عاشق  | 

جالب

 

 




 







 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:43  توسط عاشق  |